۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

نیروهای نظامی روسیه در ایران، تحولی بزرگ در خاورمیانه رقم خواهد خورد؟!

نوشته: رضا وضعی
از آنجا که در این مقاله سعی دارم به استفاده روسیه از پایگاه نظامی همدان (نوژه) بپردازم، لازم میدانم مقدمه ای شرح دهم  از چنگونگی شکل گیری جنگ در سوریه.  رابرت اف کندی، وکیل امریکایی و برادرزادۀ جان اف کندی، رئیس جمهور اسبق امریکا در مقاله‌ای که روز پنجشنبه ۱۱ اوریل ۲۰۱۶ در سایت پُلیتیکو منتشر شد، نوشته است امریکا پس از آنکه اسد از پروژه احداث خط لوله گاز دولت قطر حمایت نکرد، تصمیم به برکناری وی گرفت. باید در نظر داشته باشیم ، جنگ علیه بشار اسد ازاعتراضات صلح امیز مردمی موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ آغاز نشد بلکه از سال ۲۰۰۰ و هنگامی که قطر پیشنهاد احداث خط لوله ۱۰ میلیارد دلاری به طول هزار و ۵۰۰ کیلومتر را از طریق عربستان سعودی، اردن، سوریه و ترکیه مطرح کرد آغاز شد.

گزارش های محرمانه از سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل، عربستان سعودی و امریکا نشان می‌دهند همان زمانی که اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، برنامه‌ریزان نظامی و اطلاعاتی به سرعت به این نتیجه رسیدند که دامن زدن به شورش سنی‌ها در سوریه برای برکناری بشار اسد که با آنان همکاری نداشته است، راهکاری عملی برای دستیابی به هدف مشترک تکمیل خط لوله گاز قطر – ترکیه است. بنابر اسناد افشا  شده توسط ویکی لیکس، در سال ۲۰۰۹ پس از آنکه اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، سازمان سیا حمایت مالی از گروه‌های مخالف در سوریه را آغاز کرد. بنابراین این تصمیم پیش از قیام بهارعربی علیه اسد اتفاق افتاد.
با شروع این طرح و برنامه و با وزیدن باد اعتراضات در سوریه ، بنا به گزارش ها، تهران فناروی هایی برای کنترل جمعیت و نظارت بر اینترنت در اختیار رژیم اسد قرار داد و با توجه به سابقه سرکوب موفقیت آمیز “جنبش سبز” در ایران، در مورد نحوه برخورد با تظاهرکنندگان به دمشق مشاوره می داد. سال ۲۰۱۲، سرکوب خشن اعتراضات به جنگ داخلی خونینی بدل شد که اسد در آن شکست می خورد. آن موقع، ایران حزب الله را برای پیوستن به جنگ تحت فشار گذاشت و شماری از پرسنل نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برای مشاوره نظامی به دولت اسد در سوریه مستقر کرد که شماری از آنها از ابتدا مستقیما در میدان جنگ بودند. تهران همچنین بر اعزام شبه نظامیان شیعه عراقی (در سال ۲۰۱۲)، افغانستانی (در سال ۲۰۱۳)، و پاکستانی (در سال ۲۰۱۴) نظارت داشت.
در سال ۲۰۱۴ که ایران رسما به دادن تلفات در میدان نبرد در سوریه اذعان کرد و فعالیت نظامی ناموفقی را در سوریه شاهد بود، متوجه آن شد که برای حمایت از رژیم اسد نمی تواند با تکیه بر سپاه و نیروهای تحت امرش پیش برود. بنابراین سعی در متقاعد کردن حامی قدرتمندی به نام روسیه کرد و با سفر و مذاکرات مقامات و نظامیان تلاش داشت تا روسیه را در این اقدام متقاعد کند، که در جنگ سوریه رژیم ایران را حمایت کند.
با وارد شدن روسیه به میدان جنگ در سوریه که توانست در ماه های ابتدایی در حمایت از بشار اسد، نیروهای هوایی اش را به حرکت درآورد و پیشروی های چشم گیری داشته باشد. که این اقدام روسیه، ایران را امیدوار کرد که با کمک نیروهای هوایی روسیه بتواند نفسی تازه کند و به کمک یار دیرینه اش برود و اسد را در قدرت نگه دارد. که در واقع این طرح نیز با شکست رو برو شد که همین مسئله باعث شد روسیه اعلام کند خواهان بیرون کشیدن نیروهایش از سوریه است. که در واقع یک تصمیم ظاهری از سوی روسیه بود تا بتواند از این طریق باج بیشتری از دو طرف سوریه و ایران بگیرد. در ادامه این تصمیم گیری روسیه، سوریه تصمیم گرفت دو پایگاه هوایی در اختیار روسیه قرار دهد که به گفته برخی از تحلیلگران موقعیت روسیه در منطقه را قدرتمند تر و مستحکم تر کرد. در واقع این دو پایگاه نظامی به روسیه این اجازه را داد تا در قلب خاورمیانه پایگاه و نیروی نظامی مستقر کند و حرفی در مقابل غرب و در راس آن امریکا داشته باشد.
این موفقیتی که روسیه کسب کرد باعث شد نظام جمهوری اسلامی متوجه شود که توافق ۵+۱ فقط با ایالات متحده نبوده و نرمشی هم باید به دیگر کشور های قدرتمند نشان دهد. بنابراین روس ها توانستند محدودیت ها و ممنوعیت های تاریخی را از سر راه بردارند.
حضور جنگنده های روسیه در پایگاه هوایی نوژه همدان، واکنش ها و بازتاب های زیادی را برانگیخته است. گفته می شود این کار با هدف کوتاه کردن مسیر حمله هواپیماهای روسی به گروه های تروریستی حاضر در سوریه صورت گرفته است. وزرات دفاع روسیه در بیانیه ای که در این زمینه منتشر کرد، نوشت: بمب‌افکن دوربرد TU-۲۳M۳ و جنگنده‌های SU-۳۴ اوت (سه‌شنبه) از پایگاه هوایی همدان در ایران پرواز کرده و حملات گروهی را علیه اهدافی مربوط به داعش و جبهه النصره در اطراف شهرهای حلب، دیرالزور و ادلب انجام داده‌اند.
استقرار جنگنده های روسی در ایران، ابتدا با سوالات زیادی در داخل کشور همراه بود و از جمله ۲۰ نماینده مجلس در نامه ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، خواستار توضیح درباره "استقرار جنگنده های روسی در همدان" شدند. مهم ترین بحثی که در داخل کشور نسبت به این موضوع مطرح بود، تقابل این اقدام با اصل ۱۴۶ قانون اساسی بود که استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور حتی برای استفاده صلح‌آمیز را ممنوع می داند. این تذکری بود که فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مطرح کرد، اما علی لاریجانی، رئیس مجلس، در پاسخ به این تذکر گفت: به اصل ۱۴۶ قانون اساسی است که طبق آن‌ استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور ممنوع است که بر این اساس پایگاهی در اختیار هیچ کسی قرار ندادیم.
اوایل هفته قبل بود که خبرگزاری روسی گزارش داد که از پایگاهای نوژه همدان عملیات نظامی انجام میدهد. البته قبل از آن منابع غربی موضوع را گفته بودند اما در داخل انکار شد. به عبارت ساده تر ملت ایران از زبان یک خبرگزاری بیگانه فهمیدند که در کشورشان نیروی خارجی مستقر شده است. وزارت دفاع ، سپاه ، ارتش ، صداسیما و دیگر ارگانهای کشور تا زمان اعلام خبر توسط روسها چیزی نگفتند. تاسف بارتر آنجاست که وزیر دفاع در شبکه دو گفت روسها با اعلام خبر بی معرفتی کرده اند! یعنی ظاهرا حاکمیت قصد داشته است این جریان را مخفی نگه دارد اما موفق نشده است.
با این اقدام رژیم جمهوری اسلامی(گذاشتن پایگاه نظامی در اختیار روس ها)، حقیقت پیدا کردن سناریو جنگ  منطقه ای بیشتر از پیش محتمل تر میشود. رژیم جمهوری اسلامی از همان روز های ابتدایی قدرت گیریش در ایران، پا در مسیر جنگ طلبانه منطقه ای و جهانی گذاشت. با نگاه به کارنامه جمهوری اسلامی در این ۳۸ سال برای عموم روشن شد که با دخالت گری هایش در دیگر کشور های منطقه، خواسته و نا خواسته، همه بهانه ها را به کشور های منطقه ای بدهد تا آنها نیز بیکار ننشسته و ایران را به دامن جنگ درمنطقه بکشانند.
اين روزها سرنوشت آتی خاورميانه در صحنه سوريه رقم خورده و می خورد. موضوع مورد مناقشه نوع نظامی است که بر منطقه ما حاکم می شود. مسلم است که قدرتهای بزرگ جهانی در اين مناقشه دخالت می کنند و باز هم مسلم است که دل هيچ کدام آنها برای ايران يا کشورهای ديگرخاورميانه نسوخته است. هم روسيه و هم امريکا از زاويه دفاع از منافع خود در اين مناقشه شرکت می کنند. فکر می کنم اولين نکته ای که بايد حساس باشيم همين سرنوشت کلی خاورميانه است. در اين چارچوب است که قبل از هر نکته ديگر ، بايد پرواز هواپيماهای روسيه ازخاک ايران را بررسی کنيم. من اقدام روسيه و اقدام ايران را بخشی از مناقشه بزرگتر می بينم و اميدوارم  که به تعيين تکليف سريعتر تراژدی سوريه کمک می کند. زمان خاتمه اين فاجعه را کوتاهتر کند. در زمانی که مسائل جهانی مطرح هستند ما بايد در همان چارچوب نگاه کنيم. امريکائيها از فرودگاه اينچرليک پرواز می کنند و روسها از فرودگاه نوژه.
آيا اين مسئله به از دست رفتن استقلال ما منجر می شود ؟ آيا روسها نوعی امتياز دراز مدت بدست آورده اند؟ اينها را نمی دانيم. در حال حاضر و قبل از روشن شدن بيشتر آن، فقط می توانيم ابراز نگرانی کنيم.  آيا اين اقدام به روسها فرصت می دهد که جای امريکا را بگيرند؟ باز هم نمی دانيم ولی معيار سنجش را داريم. هيچ اقدامی که به يک جابجائی ( روسيه به جای امريکا) منجر شود را قبول نداريم و مخالف منافع ملی و دراز مدت خود می دانيم. نبايد نگران باشيم که امريکا از اقدامات ما دلخور می شود. امريکا به دلائل فراوان از ايران کنونی ( و رژيم حاکم) دلخور است. ولی برخورد آنها با ايران بر مبنای واقعيات زمينی است. ايران در عراق امريکا را دلخور کرد ولی امريکا  از زاويه منافع خود، حضور نظامی ايران در عراق را تاييد کرد.
توجه خوانندگان این مطلب را به سياست اخير ترکيه نسبت به روسيه (و بنابراين نسبت به امريکا) جلب می کنم. شايد مهمتر از آن برخورد دولت چين باشد. درست همزمان با پرواز هواپيماهای روسی از خاک ايران، چين اعلام کرد که به دولت سوريه کمک نظامی می دهد. هم چين و هم ترکيه نگران برنامه های روسيه باقی می مانند ولی در چارچوب مسائل کلی تر به موضوع فکر می کنند.
ایران و روسیه آگاهانه به اقدامی جمعی شکل داده اند که از همکاری های موقتی فراتر است و می توان بر آن نام ائتلاف گذاشت. شکل دهی به ائتلافی با روسیه را می توان مهمترین کنش سیاست خارجی ایران در دوره پسابرجام دانست. تاثیرات این کنش می تواند از فرود تعدادی جنگنده بسیار فراتر رود و بر رفتار استراتژیک ایران، موقعیت منطقه ای و بین المللی آن کشور آثار تعیین کننده ای برجای بگذارد. بنابراین  اگر بپذیریم که ائتلافی شکل گرفته، پرسش مهم آن است که چگونه می توان با تکیه بر ادبیات روابط بین الملل آن را مفهوم بندی کرد و آثار آن را تبیین نمود؟

پرواز جنگنده های استراتژیک روسی از خاک ایران به سوریه ، تحولی بزرگ را در خاورمیانه رقم خواهد زد. دسترسی روسیه به پایگاه نوژه و گسترش نفوذ در خاورمیانه ، در درازمدت یک تحول استراتژیک در سطح امنیت جهانی است . که نتیجه این اقدام، می رود ایران را وارد فاز نوینی از ائتلاف کرده  که در تاریخ معاصر بی سابقه بوده است .

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر