۱۳۹۸ شهریور ۲۴, یکشنبه

چرا فساد در نظام حاکم ساختاری است و قابل علاج نیست


نویسنده:هادی قدسی
باوجود ظاهر آن واز جهت نظری که قانون اساسی تمامی قدرت را به ولی فقیه اختصاص داده است، از ابتدای انقلاب، حاکمیت جدید به صورت نوعی ملوک الطوایفی شکل گرفت. ازهمان ابتدا، ثروت های واقعی و موجود درکشورو داشته های عوامل رژیم سابق توسط فتاوی خمینی تحت نظر و مدیریت روحانیان درآمد. خمینی پول و ثروت ایران را یکجا در اختیار گرفت  اما مدیریت بانک ها و دیگرمراکز ورشکسته و مسئله دار را به دیگران سپرد. برای تأکید براینکه این عمل خمینی از روی تصادف و یا اتفاق نبود، داستانی را نقل میکنم تا روش و بینش او را در رابطه با ثروت(قدرت) روشن تر دراختیار داشته باشیم. روزی در نوفل لوشاتو با حبیب الله عسگراولادی مشغول صحبت کردن بودیم، خمینی هم در نزدیکی مابود و صحبت های ما را می شنید. او از موفقیت های تجاری اش صحبت میکرد که چکونه ده هزارتومان را یک شبه به صدهزارتومان می رساند. از او سئوال کردم اسلام در مورد این نوع

۱۳۹۸ شهریور ۱۴, پنجشنبه

سال‌های فراموش‌شده‌ی ناسیونالیسم کردی / عباس ولی / ترجمه‌ی مراد روحی


 مدرنیته و ظهور سیاست مردمی در روژهلات
جمهوری کردستان که در تاریخ دوم بهمن 1324 (۲۲ ژانویه ۱۹۴۶) تأسیس شد در تاریخ مدرن کردهای روژهلات (کردستان ایران) نقطه‌عطف تاریخی مهمی است. اگرچه عمر این جمهوری کوتاه بود، از لحاظ اهمیتی که در تحول فرهنگ سیاسی دموکراتیک و توسعه‌ی شکل خاصی از هویت ملی در میان کردهای روژهلات و دیگر بخش‌های جوامع کرد در خاورمیانه داشته است، دارای دلالت‌های گسترده‌ای است. جمهوری کردستان سرآغاز سیاست مردمی در کردستان ایران بود. ظهور نهادهای نمایندگی مردمی، حزب‌های سیاسی، اتحادیه‌های اصناف، سازمان‌های دفاع مدنی،[1] سازمان‌های زنان و جوانان و دیگر ارگان‌ها و سازمان‌های مدنی، نه‌تنها نشان از وجود جامعه‌ی مدنی پویا و فضای عمومی فعال داشت، بلکه همچنین حاکی از ورود مردم به میدان سیاسی کرد بود (ولی، 2011). مردم «سوژه»ی سیاست مردمی در کردستان بودند – سیاستی که از طریق صورت‌بندی خواستِ عمومی برای احقاق حقوق ملی وآزادی‌های دموکراتیک و مدنی در یک میدان سیاسی نوظهور، که غالباً با مقاومت در برابر سلطه‌ی حاکم[2] تعریف می‌شد، خود را ابراز می‌کرد. استراتژی‌های سلطه‌ی حاکم در کردستان متضمن انکار هویت ملی کردی و سرکوب بازنمایی گفتمانی آن بود. این استراتژی‌ها در اعمال بنیادین دولت متجسد و در قانون اساسی آن رمزگذاری می‌شد- این دو به تعبیر دریدا به ترتیب خشونت‌ «’اجرایی» یا )«عملی»([3] و «گفتمانی» [4] دولت هستن (دریدا 1992). قانون ضامن و پشتیبان خشونت برعلیه اجتماع کرد بود و این نشان از آن داشت که کردها  به قلمرو خارج از قانون افتاده‌ و به منطقه‌ی تیره‌وتار «ابهام قانونی/حقوقی»[5] که در آن قدرت حاکم رویه‌ای عمیقاً خشن دارد، واگذار شده بودند

۱۳۹۸ شهریور ۱۰, یکشنبه

ساختار طبقاتی و آگاهی اجتماعی / تام باتومور / ترجمه‌ی فریبرز فرشیم


]اشاره‌ی مترجم: میل داشتم به‌اختصار به اهمیت آرای انتقادی باتومور که از دیدگاه مارکسی، احتمالاً اصلاح‌گرایانه، مطرح کرده، اشاره کنم، ولی تشخیص آن را به خواننده واگذار کردم. تنها توجه خواننده را به چکیده‌ی آثار و فعالیت‌های وی در پانوشت* این ترجمه جلب می‌نمایم. ضمناً مطالب داخل قلاب افزوده‌ی من است – فریبرز فرشیم.[

۱۳۹۸ مرداد ۲۵, جمعه

زمینه‌های ظهور و گسترش اسلام سیاسی


مبالغه‌آمیز نخواهد بود اگر جهانِ چند دهه‌ی گذشته را عصر سرآمدی گفتمانِ «اسلام سیاسی» قلمداد کنیم؛ برهه‌ای از تاریخ معاصر که تحولات سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه و نیز بازتاب‌ گسترده و بلاواسطه‌ی آن در برهم‌کنش‌های روابط‌ بین‌المللی، به نوعی حول نقش‌آفرینیِ نیروهای سیاسی اسلام‌گرا رقم خورده است. با آن‌که در بازه‌ی زمانی فرآیند «استعمارزدایی»، با رشد جنبش سوسیالیستی و نیز پاگرفتن جریانات مترقی و سکولار در خاورمیانه، به‌خصوص دوران شکوفایی احزاب کمونیست و نیز قدرت‌گیری جمال عبدالناصر در مصر و گستره‌ی تاثیرات آن‌ها، چشم‌انداز امیدبخشی برای رهایی از چنگال سلطه‌گری امپریالیسم طلوع کرد، در مقابل اما، با تسخیر قدرت سیاسی از سوی اسلام‌گرایان سیاسی و برنهادن دوره‌ای قهقرا و سیاه بر جامعه‌، و به همین سیاق عروج قارچ‌وار فرقه‌های سیاسیِ اسلامی و جهادگرا در منطقه، به‌موازات سیاست‌های جنگ‌افروزانه‌ی امپریالیستی و تحمیل جنگ و ویرانی، افق روشنی‌بخشِ خاورمیانه را مجدداً تیره و تار ساختند.

سرکوب هویت رژیم است


نظام‌هایی که به‌دنبال تحولی سیاسی، اعم از کودتایی نظامی، جنبش یا انقلابی سیاسی و اجتماعی، قدرت سیاسی را قبضه می‌کنند، برای مدت زمان معینی سازوکارهای «عادی» و «جاری» سامانه‌ی زندگی اجتماعی را به تعلیق درمی‌آورند و می‌کوشند به اعتبار مشروعیتِ خواست‌های جنبش یا به پشتوانه‌ی نیروی قهرآمیزی که کسب قدرت را ممکن کرده‌است، اراده‌ی خود را اِعمال کنند. با این‌حال خودِ این نظام‌ها آگاه‌اند که این مقطع زمانی، دورانی موقتی است و نهادهای آن باید به‌وسیله‌ی نهادهای پایدار، اعم از نهادهای رژیم پیشین یا نهادهای تازه یا ترکیب و معجونی از آنها، جایگزین شوند، به‌نحوی که مشروعیت قدرت سیاسی، که از مشروعیت نیروهای تغییردهنده ریشه گرفته است، بتواند با نهادین‌شدن ایدئولوژیک رژیمِ تازه، حفظ شود. این‌که مشروعیت ایدئولوژیکِ تازه با نهادهای انتخابی (مثلا پارلمان) یا نهادهای سنتی (مذهبی، نژادی، ملی) تأمین و تضمین شود، در کارکرد آن تغییری ایجاد نمی‌کند. با اتکا به این نهادها و این مشروعیت، رژیم سیاسی تازه به‌حالت عادی، مثلا جمهوری پارلمانی، پادشاهی مطلقه‌ی موروثی یا خلافت و ولایتی مذهبی/الاهی، درمی‌آید. در دوره‌ی موقتِ آغازین اِعمال زور و سرکوب معارضان و مخالفان عنصری تعیین‌کننده برای پای‌گیری رژیم تازه است و به آن فرصت می‌دهد با تبدیل نهادهای موقتی به نهادهای دائمی و پایدار و اتکای به آنها، به رژیمی عادی بدل شود. پس از این دوران، اِعمال قهر علیه کسانی که نظام آنها را دشمنان خود تلقی می‌کند، یکی از مؤلفه‌های ساختاریِ این نظام‌ها خواهد بود که اینک به اعتبار نهادهای مشروعیت‌بخشنده به آن، به اعتبار «قانون اساسی»اش در عام‌ترین معنا، صورت می‌گیرد.

۱۳۹۸ مرداد ۱۱, جمعه

اقتصاد ایران در انسداد ساختاری


نویسنده: پرویز صداقت
منظور از انسداد ساختاری چیست؟ به‌طور خلاصه، انسداد ساختاری یعنی شرایط كنونی به درجاتی از بحران رسیده است كه برون‌رفت از آن صرفاً به‌مدد انحلال ساختارهای موجود امكان‌پذیر است و بدون تغییر و دگرگونی ساختاری امكان برون‌رفت از بحران‌های كنونی وجود ندارد.[1] در بحث حاضر می‌كوشم مشخصات اقتصاد ایران بعد از انقلاب و مناسبات قدرت اقتصادی شکل‌گرفته در چهار دهه‌ی گذشته را نشان دهم. این مناسبات فی‌نفسه بحران‌زا و همراه بحران بوده است. اما از اوایل دهه‌ی 1390 این بحران به مرحله‌ی انسداد ساختاری رسیده است.

نژاد، ملت، طبقه؛ هویت‌هایِ دوپهلو


اتین بالیبار/ ترجمه‌ي احسان انصاری

از پیش‌گفتار:

در بخش اول این کتاب با عنوان “نژادگرایی جهانی” تلاش ما بر این است تا خطوط کلی یک پروبلماتیک جایگزین را برای ایدئولوژی “پیشرفت” ترسیم کنیم که توسط لیبرالیسم ابداع و بطور گسترده از سوی تاریخ و فلسفه مارکسیسیتی (که خواهیم دید تحت چه شرایطی) به کار رفت. مشاهده می­‌کنیم که نژادگرایی در اشکال سنتی و جدید آن (که سرمنشاء این تفاوت اشکال، مشخص است) در جهان معاصر، به جای عقب­‌نشینی دائما رو به پیشروی‌ست. در این پدیده، رشدی نابرابر و همچنین مراحلی بحرانی وجود دارد که نباید علائم بروزشان را با هم اشتباه گرفت. این پدیده‌­ها اما در تحلیل آخر می‌­توانند صرفا توسط علل ساختاری تشریح شوند. تا آن­جا که دسته­‌بندی بشر در قالب انواع مصنوعاً جدا از هم، در این اینجا نقش ایفا می­‌کند_خواه در بحث از نظریه‌های آکادمیک، خواه از نژادگرایی نهادمند یا عامیانه_، انتظار می‌رود شکافی شدیدا منازعه‌­برانگیز در سطح خود مناسبات اجتماعی وجود داشته باشد. پس با یک “تعصب” صِرف مواجه نیستیم (نباید نژاد گرایی را نوعی “تعصب” صرف تلقی کرد). بعلاوه، باید موردی باشد مافوق و در ورای تغییرِ شکل‌­های تاریخی، چیزی هم­سنگ پدیده­‌ی استعمار. این شکاف در درون چارچوبی جهانی که ساخته و پرداخته‌ی سرمایه‌داری است، بازتولید می‌­شود. پس نژادگرایی پدیده­ای متحجر یا بازمانده از عصر باستان نیست. اما آیا برخلاف منطق اقتصاد عمومی و حقوق فردگرایانه عمل نمی­‌کند؟ به هیچ وجه. هر دوی ما یعنی من و والرشتاین معتقدیم که جهان­روایی ایدئولوژی بورژوازی با نظام سلسله‌مراتب­‌ها و تبعیض‌­هایی که بالاتر از همه، شکل نژادگرایی و جنسیت­‌گرایی به‌ ­خود می­گیرد، به­ ‌‌کلی ناهمخوانی دارد. نژادگرایی و جنسیت­‌گرایی، تنها جزئی از یک نظام مشابه هستند. با این وجود، با رجوع به جزئیات تحلیل­‌ها­یمان، در چندین مورد دچار واگرایی می­‌شویم. والرشتاین، جهان‌روایی[۱] را چیزی برخاسته از خودِ شکل بازار (جهان­‌روایی فرآیند انباشت) می‌انگارد، نژادگرایی را حاصل شکاف نیروهای تولید مابین مرکز و پیرامون و جنسیت­‌گرایی را پیامد مغایرت بین “کار” مرد و “ناکارِ” زن در خانوار. خانواری که والرشتاین آن را شالود‌ه‌­ی تاریخی سرمایه­داری می‌انگارد. من به نوبه­‌ی خود، گمان می‌­کنم که مظاهر بخصوصِ نژادگرایی را باید در ملی‌گرایی جویید و باورم بر این است که می‌توانم اثبات کنم جهان­روایی، به­‌طرزی متناقض در خودِ نژادگرایی وجود دارد. بُعد زمان در اینجا تعیین­‌کننده می­‌شود: جملگی پرسش‌­ها در این باره است که حافظه‌­ی تبعیض‌­های گذشته چگونه به حافظه تبعیض‌­های حاضر تغییر شکل ­داده، یا اینکه بین‌­المللی­‌سازی جنبش‌­های جمعی و تغییر در نقش سیاسی دولت‌­های ملی  (دولت-ملت‌ها) چگونه می­‌تواند به نژادگرایی نوین یا حتی “پسانژادگرایی” بینجامد. در بخش دوم یعنی “ملت تاریخی”، سعی ما بر این است تا بحث دسته­‌بندی­‌های “مردم” و “ملت” را احیا کنیم. در این جستار، ما روش‌­های نسبتا متفاوتی به­ کار می­‌گیریم. من برای یافتن سیر تکاملی شکل ملت با ره­یافتی دیاکرونیک پیش می­‌روم، والرشتاین نیز به سیاقی سینکرونیک، جایگاه کارکردی‌­ای را که اَبَرساختارهای ملی در میان دیگر نهادهای سیاسی در اقتصاد جهانی اشغال می­‌کنند، بررسی می‌­کند. نتیجتاً اینکه، تفاوت­هایی از این قبیل را در تحلیل­‌هایمان در رابطه با مبارزه طبقاتی و نیز صورت­‌بندی ملی اِعمال می‌­کنیم. چنان­چه در به­‌کارگیری روش قیاسی افراط ورزیم، توانیم گفت که موضع من مبتنی است بر بازتاباندن مبارزات تاریخی طبقاتی در قالب ملی آنها (ولو آن­ها آنتی‌تزهایشان را بازنمایی کنند)، در حالی که موضع والرشتاین مبتنی است بر گنجاندن ملت به‌ همراه دیگر اشکال آن، در بافتار مبارزات طبقاتی.



۱۳۹۸ مرداد ۲, چهارشنبه

اقتصاد سیاسی تحریم‌های آمریکا علیه ونزوئلا و ایران


ایالات متحده علاوه بر جلوگیری از صدور منابع طبیعی ونزوئلا و ایران، فعالانه در صدد اجتناب از سقوط دلار است، موضوعی که همان‌طور که تاریخ امپراتوری‌های قبلی نشان داده است در عرض چند سال آینده ناگزیر است. تحریم‌ها تبلورات بوالهوسانه این رییس‌جمهور نیستند: تحریم‌ها ابزاری هستند که برای حفظ قدرت هژمونیک در یک جهان چندقطبی که دیگر نمی‌خواهد آن وضعیت گذشته را تحمل کند، به کار گرفته می‌شوند. هسته قلدری ایالات متحده نه عدم توافق ایدئولوژیک، بلکه افول اقتصادی است.

۱۳۹۸ تیر ۳۱, دوشنبه

شرایط بحرانی امروز و وظایف ما

نویسنده: رضا وضعی



همینطور که در این اواخر رئیس جمهور ایالات متحده اعلام کردند، اقتصاد ایران در حال فروپاشی است و به زودی وضع موجود وخیم تر خواهم شد. کشور ما تحت حکمرانی چهل ساله جمهوری رژیم اسلامی دچار بحران های بسیاری شده که از مهترین آنها میتوان  به بحران اقتصاد، سیاست،محیط زیست، فرهنگ و اجتماع اشاره کرد. امـا تـاکنون مشکلات سـاخـتاری سیستم اقـتصادی کشور، بـه دلیل سـرشـاری و فراوانی درآمـدھـای نفتی، خـود را تـا بـه این حـد نشان نداده بـود. این درآمـد بـه عـنوان یک منبع درآمد بی زحمت، مـانـع از درک جـدی و واقعی این مشکلات، ھـم از جـانـب توده مردم و ھـم از طـرف حـاکمیت شده بود. ولی در چند سال اخیر و بخصوص بعد از خروج ایالت متحده از برجام و اعمال سخترین تحریم های تاریخ به گفته مشاوران آقای ترامپ و در نتیجه آن کاھـش شـدید درآمـدھـای نفتی، این مشکلات واضــح تــر و عینی تـر شـدنـد تـا جـایی که امــروزه بـه طـور کامـل عـریان و بــاعـث اعـتراضـات گســترده مـردمی شـدهانـد. از طـرفی دیگر جـمھوری اسـلامی بـه دلیل ضعف ذاتی خود در مدیریت و فـقدان اراده بـرای بـرطـرف کردن این مشکلات، فـقط دسـت بـه کتمان آنھا و سـرکوب مـردم معترض زده است. حـال این سـؤال اسـاسی مـطرح میشـود که در آیندهای نه چندان دور چه روی خواھد داد؟

تمام حقیقت درباره نیروی قدس بخش اول


این نیروی برگزیده یکی از پنج بازوی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود. نیروی قدس حدودا در سال 1369 و بعد از جنگ تحمیلی تاسیس شده و در زمینه های مختلف سری و عملیاتی و نظامی انجام وظیفه می نماید. برخی از وظایف این نیرو به شرح ذیل می باشند:
       صدور انقلاب و ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی ضمن همدستی و همکاری با گروه ها و ارگان های اپوزیسیون کشورهای مورد نظر.
       انجام عملیات ویژه شامل ماموریت های حساس
       جمع آوری اطلاعات برون مرزی

۱۳۹۸ تیر ۲۲, شنبه

نقد قرآن و اسلام به نفع آزادی انسان


نویسنده: جلال ایجادی

آزادی را چگونه تعریف کنیم؟ آزادی رابطه ای است میان فرد از یکسو و از سوی دیگر قدرت و ماهیت آن. اگر قدرت مجموعه ای از ایدئولوژی ها و ادیان و حاکمیت سیاسی و فشار ناشی از عادت اجتماع باشد که خود را به فرد تحمیل میکند، چگونه فرد میتواند خودمختاری خود را تامین کند؟ این مناسبات و تعادل ناشی از آن همیشه یکسان نیست و این آزادی یک خواست دائمی جوامع است. برای انسان، اسلام و آزادی دو مقوله متضاد میباشند.

۱۳۹۸ تیر ۴, سه‌شنبه

ایران قربانی طرح جهانی سلطه گران


هادی قدسی
انستیتوجهانی تحقیقات صلح استکهلم گزارش سالیانه خود را در مورد سلاح اتمی در جهان منتشر کرد. آن چه در این گزارش، علیرغم شعارهای انسان دوستانه و صلح طلبانه قدرت ها، از اهمیت برخوردار است تلاش دارندگان سلاح اتمی طی سال گذشته برای مدرنیزه کردن این سلاح ضد حیات جمعی می باشد. این روزها هم در نمایشگاه هوانوردی بورژه در فرانسه نوعی هواپیمای جنگی به نمایش گذاشته شده است که محصول مشترک آلمان و فرانسه می باشد. گفته می شود با هواپیماهای اف-35 آمریکائی برابری می‌کند. چندی پیش هم رئیس جمهور فرانسه از مدرنیزه کردن موشک‌های میان برد و دوربرد کشور خود پرده برداشت. این کشورها برای چه اهدافی و چه زمانی خودشان را آماده می کنند؟ ایران در این میان چه نقشی را می تواند داشته باشد که اکنون سلطه گران یک پارچه در برابر آن ایستاده‌اند و شرمی هم از فشاری که برمردم وارد می‌آورند، ابراز نمی‌کنند؟

۱۳۹۸ فروردین ۲۵, یکشنبه

سخنی کوتاه با اپوزیسیون


نویسنده: رضا وضعی

درمان مشترك بايد آرمان و خواست عاجل همه ی مردم ايران باشد ، كه واقعا خواهان درمان درد مشترك هستند .هيچ كس نبايد با بزرگ كردن تضادهای فرعی و موضوعاتی كه اگر چه مهم هستند ، اما رفع کردنشان  مشروط به رفع درد مشترك است ، باعث بروز اختلافات بی جا در صفوف مردم شود تا حاکمیت از آب گل آلود اين اختلافات استفاده ی خودش را ببرد.این انحرافات باعث می شود که درمان مشترک "سرنگونی" درجه ی دوم تلقی و به نفع رژیم تمام شود.وقتی معتقديم كه وجود اين رژیم  ، درد مشترك است ؛ طبعا بايد سرنگونی كامل اين رژیم را هدف قرار دهیم .

۱۳۹۸ فروردین ۷, چهارشنبه

در ایران یک انقلاب اجتماعی عمیق اتفاق افتاده است بی‌آنکه حکومت بتواند جلوی آن را بگیرد


کاظم کردوانی در گفت و گو با مجمد حیدری 
آیا چیزی به عنوان «مسئله‌ی ایران» وجود دارد؟ برخی معتقدند که ریشه‌ی بحران‌هایی که امروز در ایران می‌بینیم، یک مسئله‌ی اساسی و مرکزی است و همین مسئله‌ی اصلی است که منجر به وضعیت بحران‌زده‌ی امروز ما شده است. عده‌ای دیگر به وجود یک مسئله‌ی مرکزی، یا مسئله‌ی مسئله‌ها معتقد نیستند. نظر شما چیست؟